کتاب وحشی
خوان برای تعطیلات تابستانیاش برنامههای زیادی داشت، اما مادرش او را به خانهی عمو تیتو میفرستد. عمو تیتو عاشق کتاب خواندن است و در خانهاش هزاران کتاب دارد. خوان باید در میان این کتابها، “کتاب وحشی” را پیدا کند؛ کتابی که راز بزرگی در خود دارد و فقط کسی میتواند آن را کشف کند که بتواند آن را “شکار” کند! این کتاب به ما فکر میدهد که اگر کتابها خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند چه کسی شایستهی خواندنشان است، چه اتفاقی میافتد. داستانی دربارهی این که کتابها وقتی در دست ما هستند، چه افکاری دارند.